|
نویسنده:استاد ابوالحسن الندوی
مترجم:سیدهاشم موسوی
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِي هََذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۲۵۹﴾بقره:
یا همچون کسی که ا زکنار دهکده ای گذر کرد، در حالی که سقف خانه ها فرو تپیده بود ودیوارهای ان ها فرو ریخته بود؛ گفت : چگونه خدا ( اجساد فرسوده و هم پاشیده ی مردمان این جا) را پس از مرگ انان زنده میگرداند؟ پس خدا او را صد سال میراند وسپس زنده اش گرداند و(به او) گفت: چه مدت درنگ کرده ای ؟ گفت (نمیدانم شاید) روزی یا قسمتی از یک روز . فرمود:( نه)بلکه صد سال درنگ کرده ای .به خوردنی و نوشیدنی ات
(که همراه داشتی) نگاه کن ( وببین با گذشت این زمان طولانی به اراده ی خدا ) تغییر نیافته است و بنگر به الاغ خود (که چگونه از هم متلاشی شده است . ما چنین کردیم) تا تو را نشانه ی( کویایی از رستاخیز) برای مردمان قرار دهیم .
نویسنده: کمال روحانی
دکتراحمد قاضی که درزمینه اعجاز قرآن وسنت تحقیق میکند درمورد تأثیرات قرآن وقرائت بر بیماران عصبی نظرات خود را این گونه بیان میکند که:«وَنُنَزِلُ مِنَ القُرآنِ ما هُو شِفاءُ ورَحمَةٌ للمؤمنین...» ((ماآیاتی را ازقرآن فروفرستادیم که مایه ی بهبودی دلها (ازبیماریهای نادانی وگمراهی وپاک سازی درونها ازکثافات هوی وهوس وتنگ چشمی وآزمندی وتباهی) ورحمت مؤمنان (به سبب در برداشتن ایمان ورهنمودهای پرخیروبرکت یزدان است))اسراء/82
برای اینکه به اثرهای قرآن بربیماران عصبی وآرامش روان پی ببریم به تحقیقاتی برروی بیماران عصبی ازمسلمین وغیرمسلمین دست زدیم ، بیماری روانی به گونه ای است که تأثیرفراوانی برجسم وبدن دارد ومی توان گفت روان وجسم آدمی رابطه مستقیمی با هم دارند .برای این کارگروهی ازمسلمانان وگروهی ازغیرمسلمین راکه دارای اختلال دراعصاب بودند برگزیدیم وبه اندازه گیری وتحقیق برویژگی های جسمی وحالت های ظاهری آنان پرداختیم سپس آنها رابه اتاقی انتقال دادیم که در آن سکوت مطلق برقرار بود وکلیه موادآزمایشی وایجاد آرامش روحی رابر روی آنها انجام دادیم بعدازاین مرحله دوباره به معاینه وضع جسمی وبدنی آنها روی آوردیم وآن رابا محاسبه قبلی مقایسه نمودیم سرانجام مشاهده کردیم که نتیجه آزمایش عکس بوده وهیچ از فشار عصبی آنان نکاسته است .
همان طور که در قسمت نخست اشاره شد واژه " اهل " در قرآن 62 بار به صورت ترکيبي با کلمات " الکتاب " , " الانجيل " , "البيت " , " الذکر " , " القري " , " القريه " , " المدينه " , " مدين " , " يثرب " , " النار " , "التقوي " , " المفغفره " آمده است.
اهل الکتاب: يهودي و مسيحيان
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّىَ تُقِيمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ المائده 68 : بگو اي يهوديان ومسيحيان شما هيچ نخواهيد بود مگر ان که تورات وانجيل وانچه از سوي پروردگارتان برايتان نازل شده است اجرا نماييد...
اهل الانجيل: مسيحِِيان
وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِيهِ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ المائده 47: بايد مسيحيان به چيزي حکم کنند که خدا در انجيل نازل کرده است ...
واژه " اهل " در قران بيش از 60 بار همراه با ضماير " ه " , " ها " , " هن " , " هم " , " ک " , " کم " , " ي " و " نا" آمده است و همچنين 62 بار نيزبه صورت ترکيبي با کلمات " الکتاب " , " الانجيل " , "البيت " , " الذکر " , " القري " , " القريه " , " المدينه " , " مدين " , " يثرب " , " النار " , "التقوي " , " المفغفره " آمده است.
به طور کلي اين واژه هم دلالت بر "جمع " و هم "مفرد" دارد.اين آيات انسان ها يا مردم را مورد خطاب قرارد مي دهند. گاهي گروه بزرگي از اجتماع و گاهي نيز فقط يک نفر را مورد خطاب قرار مي دهند.
1. ساکنان يا مردمان:
"وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ" بقره 126: و آنگاه که ابراهيم گفت: خداي من اين سر زمين را امن گردان و ساکنان ان را از ميوه هاي ان بهره مندشان گردان...
2. فرمانروايان:
"وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا" نساء 75: چرا بايد در راه خدا و نجات مردان زنان وکودکان بي پناه نجنگيد که ميگويند پروردگارا مارا از اين سر زميني که حکام ان ستمگرند نجات ده و از جانب خود حامي و ياوري براي ما بیاور.
مؤلف :امام سيد ابوالحسن علي ندوي رحمهالله
مترجم : محمد قاسم قاسمي
تفاوت بزرگی که میان قرآن مجید و تورات وجود دارد این است که قرآن در سیره انبیا، انبیا را کاملاً پاکیزه و بیعیب معرفی میکند طوری که مقام نبوت مطابقت داشته باشند. قرآن مجید کلیه اتهاماتی را که در میان دشمنان یا دوستان نادان معروف بود تکذیب میکند اما در صفحههای عهد عتیق (تورات) درباره انبیا کرام مطالبی آمده که انسان از خواندن آن شرمنده میگردد و پیشانیاش عرقآلود میشود زیرا در بعضی مواقع انبیا را به کفر و فسق متهم نموده است، در کتاب پیدایش باب 9 درباره حضرت نوحu، و در باب 16 همان کتاب درباره حضرت لوط u، و در کتاب خروج باب 32 درباره هارون u، و در کتاب سلاطین باب 11 درباره حضرت سلیمان u صریحاً کفر و شرک و فسق و گناه نسبت داده شده است. اما قرآن مجید حضرت نوحu را در سورة «شعراء» رسول امین معرفی نموده، و در سورة «هود» بر او سلام و برکات نثار کرده است، و دربارة حضرت لوط u چنین گفته است:
)وَلُوطاً آتَيْنَاهُ حُكْماً وَعِلْماً وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَت تَّعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ ( (انبیاء/74)

![]() |