نویسنده: امام محمد غزالی مصری
ترجمه: داود ناروئی
می دانم که برخی کسان از این سخن احساس ترس می کنند، ولی تجاربم در حیطه ی دعوت وادارم می کند که موضوع را بیشتر بشکافم. درست در زمانی که از شکست های پیاپی مسلمانان رنج می بریم و دشمنان تا خواسته اند بر اسلام خرده گرفته اند و نقد هایی به آن وارد کرده اند، از سخنرانی شنیدم که این حدیث را روایت می کرد: (لا یسأل الرجل فیم ضرب إمرأته)
مرد هر مقدار زنش را بزند مورد باز خواست قرار نمی گیرد.(1)
به او گفتم : دین ما متهم به مخالفت با حقوق بشر و به ویژه کرامت و جایگاه زن است . آخر چه چیز تو را واداشت حدیثی نقل کنی با این محتوا : مرد هر گونه که بخواهد زنش را می زند و مورد بازخواست هم قرار نمی گیرد ؟ تو خود می دانی که این مفهوم، هم از نظر کتاب وهم از سنت، مردود و غیر قابل قبول است.
گفت : من حدیث صحیحی را نقل کردم.
به او گفتم : مگر حدیث صحیح مسلم را به یاد نداری؟
( لَتُؤَدَّیَنَّ الحُقُوقُ إِلی اَهلِهَا یَومَ القِیامةِ حَتّی یُقَادَ لِلشَّاةِ الجَلحَاءِ مِنَ الشَّاةِ القَرنَاءِ)
(در روز قیامت، حقوق به صاحبان حق پرداخت می شوند . حتا انتقام گوسفند بی شاخ از گوسفند شاخدار گرفته می شود)
سه شنبه، 11 اسفند ماه ، 1388
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم ورحمه الله
حضرت گاهی با پای برهنه وگاهی نعلین در پا نماز میگزارد.این عمل را برای امتش مجاز اعلام نمود وفرمود: هرگاه یکی از شما نماز گزارد کفشهایش را بپوشد یاان را از پایش در اورد ومیان دو پایش قرار دهد ودیگری را نیازارد. گاهی در مورد نماز با کفش تاکید میکرد می فرمود: با یهود مخالفت کنید؛ زیرا انان با کفشها و موزه هایشان نماز نمی گزارند.
چه بسا گاهی کفشها را از پاهایش در حالی که در نماز بود در میاورد و سپس به نمازش ادامه میداد. ابو سعید خدری روایت میکند که: روزی رسول الله (ص) با ما نماز می گزارد. بخشی از نماز را خوانده بود که کفشهایش را کند ودر طرف چپ گذاشت. مردم که این را مشاهده کردند، کفشهای خود را در اوردند.نماز که به پایان رسید حضرت پرسید :چرا کفشهایتان را در اوردید؟ گفتند: دیدیم که شما کفشهایتان را در اوردید ، ما نیز کفشهایمان را در اوردیم. ان گاه پیامبر فرمود: جبرئیل امد و به من خبر دادکه کفشهایت الوده است، لذا کفشهایم را در اوردم. هر گاه یکی از شما به مسجد امد به کفشهایش نگاه کند،اگر در ان کثافت وپلیدی دید کفشها را تمیز کند و با ان نماز بگزارد.
هر گاه کفشها را می کند در طرف چپش می گذاشت و می فرمود:
هر گاه یکی از شما نماز گزارد کفشهایش را در طرف راست خود نگذازد. هم چنین در سمت چپ خود نگذارد، زیرا که در سمت راست دیگری قرار خواهد گرفت، مگر انکه در طرف چپ کسی نباشد والا انها رامیان پاهایش بگذارد.
پنجشنبه، 14 آبان ماه ، 1388
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم ورحمه الله
كان النبي صلى الله عليه وسلم بارزا يوما للناس ، فأتاه جبريل فقال : ما الإيمان ؟ قال : أن تؤمن بالله وملائكته وبلقائه ورسله وتؤمن بالبعث . قال : ما الإسلام ؟ قال : الإسلام : أن تعبد الله ولا تشرك به ، وتقيم الصلاة ، وتؤدي الزكاة المفروضة ، وتصوم رمضان . قال : ما الإحسان ؟ قال : أن تعبد الله كأنك تراه ، فإن لم تكن تراه فإنه يراك . قال : متى الساعة ؟ قال : ما المسؤول عنها بأعلم من السائل ، وسأخبرك عن أشراطها : إذا ولدت الأمة ربها ، وإذا تطاول رعاة الإبل البهم في البنيان ، في خمس لا يعلمهن إلا الله . ثم تلا النبي صلى الله عليه وسلم : { إن الله عنده علم الساعة } الآية ، ثم أدبر ، فقال : ردوه : فلم يروا شيئا ، فقال : هذا جبريل ، جاء يعلم الناس دينهم .
الراوي: أبو هريرة المحدث: البخاري - المصدر: صحيح البخاري - الصفحة أو الرقم: 50
خلاصة الدرجة: [صحيح]
ابو هریره گوید:روزی پیغمبر(ص) به میان مردم امد ، مردی به حضورش رسید وپرسید ایمان چیست ؟ پیغمبر (ص) فرمود : ایمان ان است که به خدا وفرشتگان ورسیدن به حضور خدا(در قیامت) و رسالت پیغمبران ، وزنده شدن بعد از مرگ ، باور واعتقاد قطعی داشته باشی. ان مرد پرسید : اسلام چیست ؟ پیغمبر(ص) فرمود اسلام ان است که خدا را پرستش کنی و هیچ شریک وانبازی برای او قرار ندهی، نماز فرض را به نحو احسن به جای اوری ،زکات واجب را بپردازی ، و ماه رمضان روزه باشی،
شنبه، 21 شهريور ماه ، 1388