
نویسنده: امام یوسف قرضاوی
مترجم: عبدالعزیز سلیمی
چرا گروه ها و جناح های داخلی و خارجی با حرکت اخوان المسلمین دشمنی می ورزند؟
مسئولیت این عداوت بر عهده ی کدام طرف است؟ اخوان یا آن هایی که با اخوان دشمنی می ورزند؟
جلب رضایت همگان هدفی دست نیافتنی:
فکر می کنم در این جا بیان دو حقیقت دارای اهمیتی فراوان باشد.
اوّل: هیچ کس نمی تواند رضایت همه ی مردم را کسب نماید و از قدیم گفته اند: جلب رضایت همگان آرزویی دست نایافتنی است.
شاعری می گوید:
و من فی الناس یرضی کل نفس و بین هوی النفس مدی بعید
(کسیت که بتواند تک تک انسان ها را راضی نگاه دارد؟ در حالی که میان خواست ها و آرزوهای انسان ها فاصله بسیار است.)
سه شنبه، 6 بهمن ماه ، 1388
نویسنده: علی عزیزی- بانه
الهی!
آب عنایت تو به سنگ رسید، سنگ بار گرفت
سنگ درخت رویانید،
درخت میوه و بار گرفت
درختی که بارش همه شادی،
طعمش همه انس،
بویش همه آزادی.
درختی که بیخ آن در زمین وفا
شاخ آن بر هوای رضا،
میوه آن معرفت و صفا،
حاصل آن دیدار و لقا.
دوشنبه، 23 آذر ماه ، 1388
نویسنده: ع.جعفر
طرح مباحثی چون «امنیت ملی»، «وحدت عمومی»، «وجدان جمعی» برای هر كشوری مهم و حیاتی است. و در دنیای امروز كشورهای پیشرفته و جوامعی كه در مسیر ترقی گام برمیدارند تلاش میكنند تا با فراهم نمودن زمینه مشاركت حداكثری شهروندان در اداره امور كشور و مدیریت داخلی و بینالمللی به مفاهیم مذكور عینیت بخشند. در كشور ما همواره دو قطب متضاد و متقابل با یكدیگر در تلاش بودهاند تا تعریف خود را به عنوان راهكار بنیادین برای رسیدن به نقطه مطلوب «وحدت عمومی» و «امنیت ملی» ارائه دهند. دیدگاه اول مبتنی بر تلاش بر وحدت و تأكید بر اشتراكات شكاف شیعه-سنی در كشور بوده است و بر این باور است كه برای ساختن آیندهای بهتر باید بدنبال راههای وحدت آهنین میان این دو مذهب در ایران بود. و دیدگاه دوم مبتنی بر انكار یا حداقل در حاشیه نگهداشتن اقلیت سنی در ایران میباشد چون بر این باور است كه شكاف شیعه-سنی و حفظ اختلاف میان این دو برای جامعه ایران و اكثریت مردم آن امری هویتبخش است و البته تجربه نشان داده كه دیدگاه دوم حداقل در امور اجرایی و رسمی و تبلیغاتی و رسانهای كشور بر دیدگاه اول غلبه دارد. بهمین دلیل با وجود تلاشهای برخی از علماء و اندیشمندان معتدل شیعه در ایران برای حفظ كانون وحدت و صرف هزینههای كلان برای راهاندازی مراكزی مثل «تقریب مذاهب اسلامی»، شاهد هجوم سهمگینی علیه عقاید اهل سنت از رسانهی جمعی، تبعیض اداری و حقوقی و سختگیریهای مذهبی و تنگنظریهای امنیتی هستیم. با اینجال مهمترین انتقادی كه به هویت و موجودیت اهل سنت در ایران وارد میشود، تعیین نقش دیدگاه آن را تحكیم امنیت ملی كشور است.
يكشنبه، 26 مهر ماه ، 1388

پارهیِ دوم: پرسش و پاسخ
منبع: جزوه «سه سخنرانی از استاد ملکیان»، به همت عباس خسروی
بعضاً فلسفهی اگزیستانسیالیسم را فلسفهی مرده مینامند، بهنظر میرسد فلسفهی روز، پراگماتیسم یا «عملگرایی» باشد، در چنین وضعی، آیا واقعیت رد کردن اسطوره و مراتب فلسفه نخستین میباشد یا خیر؟ آنچه به صورت جهانی و بهروز مطرح است کدام است؟
قسمت اول سوال را من خوب فهم نکردهام ولی در باب اینکه کدام فلسفهی روز است، در ابتدا هم سخنانی بیان کردم، واقعیت این است که امروز فلسفهی اگزیستانسیالیسم فلسفهی مردهای نیست، مخصوصاً که «فلسفهی انسان جدید» در حال تکون است که عمدتاً ریشه در اگزیستانسیالیسم دارد و این ادعا که اگزیستانسیالیسم، فلسفهی مردهای است به نظر من درست نیست.
آلبر کامو میگوید «من ناامید نیستم، ولی از امید محروم هستم» سارتر بیان میکند که «آزادی بههیچوجه محدود نیست، یا محروم بودن از امید یا آزادی بخصوصی، چگونه میتوان این تناقص را حل کرد؟ هر دو اشتراک عقیده دارند؟

پارهیِ نخست: متن سخنرانی
منبع: جزوه «سه سخنرانی از استاد ملکیان»، به همت عباس خسروی
در ابتدا سلام عرض میکنم خدمت همهی خواهران و برادران و از خداوند میخواهم که این ساعتی که در خدمت من گذاشتهاند، از سروران تضییع نکنم. چون فرصت کم هست من چارهای جز اینکه سخن را با حذف برخی از مقدمات و احیاناً با اجمالی که در خود ذیالمقدمهها هم رعایت میکنم، به پایان ببرم.
یکی از نکاتی که همهی کسانی که با تاریخ فلسفهی غرب علیالخصوص در یک قرن اخیر آشنایی دارند، دریافتهاند، این است که در میان مکتبهای فلسفی بسیار متعددی که در فرهنگ غرب در قرن اخیر وجود دارد، دو نظام فلسفی از همه مشهورتر و به یک معنا دارای آثار و نتایج گرانتری بوده است؛ یکی از این دو مکتب پوزیتیویسم یا اثبات گرایی است با همهی شاخههایی که دارد، اعم از فلسفهی تحلیل زبانی و آن دسته از فیلسوفانی که از این مکتب تعلق خاطر پیدا کردهاند به منطق صوری جدید، پوزیتویسم منطقی و امثال ذلک! و دیگری مکتب اگزیستانسیالیسم است.

مقایسهای بین اندیشههای پست مدرن و سنت گرایی
نویسنده: حسین شقاقی
در این مقاله درصدد آنیم که سنتگرایی و پست مدرنیسم را از دو جهت با یکدیگر مقایسه کند: اول از حیث توجه هر کدام به سنت و آموزههای سنتی و ارجاع به گذشته و دوم از حیث نگاه انتقادیای که هر کدام از آنها به مدرنیته و نگرش مدرن دارند. در مورد اول سنت را از نگاه سنت گرایی تعریف میکنیم و به تفاوت سنت در اندیشه پست مدرن و سنتگرایی اشاره میکنیم. به طور خلاصه میتوان گفت مهمترین این تفاوتها در این است که در نگرش پست مدرن سنت در کنار خرده روایتهای دیگر مطرح میشود، بر خلاف سنتگرایی که سنت در آن محوریت دارد. در مورد دوم نیز خاطرنشان خواهیم کرد که انتقاد هر دو گرایش فکری به مدرنیته ناظر به وقایع و پدیدههای یکسانی است که مولود نگرش مدرن و روشنگری است ولی در نهایت راه حل ارائه شده هر کدام از آنها (سنتگرایان و پست مدرنها) تفاوتهایی دارد که منبعث از تفاوت در هستیشناسیای است که سنتگرایان اختیار کردهاند.
(نگاهی انتقادی-تاریخی به ریشهیابی خشونت، تندروی و تروریسم در جهان اسلام)
اقتباس و ترجمه: سلمان ایرانی*
اشاره: در آستانهی هشتمین سالگرد حادثهی 11سپتامبر هستیم و روشن است که درپی انفجار برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی در 2001 نیویورک و به دنبال آن حمله و اشغال افغانستان و عراق به وسیلهی نیروهای چند ملیتی به رهبری آمریکا، بحث خشونت و تروریسم و رابطهی آن با اسلام و گروههای اسلامی در گسترهی وسیعی از طریق رسانههای ارتباط جمعی غربی دامن زده شده و نیز از طریق عناصر سکولار تندرو ضدّ دین و انحصارطلب در کشورهای اسلامی (خاورمیانه) -آگاهانه و ناآگاهانه- تکرار میشود؛ بهطوریکه اکنون این موضوع به عنوان گفتمانی مسلط در آمده است.
موضوع بحث تروریسم پس از حادثه 11 سبتامبر سال 2001 و حتی یک دهه قبل از آن یکی از محورهای اساسی علوم گوناگونی چون روابط بینالملل و علوم سیاسی بوده و در حیطهی کاری کشورهای موافق و مخالف این جریان قرار گرفته است. مقالهای را در اینترنت در موضوع تروریسم مطالعه نمودم متعجب شدم که چرا باید در مکان پاسخگویی به اتهامی باشیم که در مورد تروریسم بودن به ما وارد میکنند و در جواب باید بگوییم: «نترسید ما مسلمانیم».
دوشنبه، 16 شهريور ماه ، 1388
نویسنده: محمد غزالی
ترجمه: عبدالعزیز سلیمی-کرمانشاه
ضرورت بهره گیری از آموزه های زمان و سپری شدن سده ها، ما را بر آن می دارد که از فرهنگ اسلامی موجود و ناهنجاریها و رکودی که سایه شومش را بر آن گسترانده، سخن یه میان بیاوریم.
عناصری از جهالت خام اندیشان، خواسته های نفسانی نخبگان، اباطیل اهل کتاب، انحراف جاهلیّتهای پیشین و دخالت حاکمان خودکامه بسان سرطان، روح و موجودیّت فرهنگ اسلامی را با تهدید جدّی روبرو ساخته است.
بارها نیاز مسلمانان را به عالمان و اندیشمندانی ژرف نگر و نقّاد که از نبوغ وبژه ای برخوردار باشند، احساس نموده ام، آنهایی که رسول راجع به ایشان می فرماید:
( از هر نسلی گروهی از نیکمردان، پرچم علم و دانش( برگرفته از دین) را به دست می گیرند و آن را از تحریف تندروان و بدعت مبتدعان و تأویل جاهلان پاک می گردانند.)
در کنار آلوده شدن فرهنگ دینی به آن عناصر آلوده کننده و زیان آور، برای ارائه تصویری درست از ارزشها و اهداف اسلامی، از کمبودهای فراوانی رنج می بریم.
آن کمبود ها است که زمینه ساز ضعف و فروپاشی دانش دینی در داخل و خارج عالم اسلامی گردیده است. در اینجا در پی آن نیستم که راجع به علوم کلام، تفسیر، حدیث و فقه شواهدی یادآور شوم، زیرا زدودن زوائد زیان آور و احیاء و تجدید دوباره آنچه که مورد بی مهری قرار گرفته مستلزم برگزاری کنفرانسها و همایش های بیشماری است.
دوشنبه، 16 شهريور ماه ، 1388
انديشه حقوق بشر را ميتوان تحقق يكي از آرمانهاي مهم بشري در ايجاد زندگي مطلوب دانست. مفهوم حقوق بشر مفهومي است كه براساس آن، حق بشر براي داشتن حقوق به رسميت شناخته ميشود و دولت ملزم ميشود كه حقوق و آزاديهاي فردي را رعايت كنند و از تجاوز به آزاديهاي اساسي خودداري نمايد. حقوق بشر حقوقي است كه انسانها به لحاض سرشت انساني خود واجد آن ميشوند و اين حقوق دربارهي همه مساوي است، چون انسانها خميرمايه و سرشت برابري دارند. خداوند اين حقوق را به انسانها بخشيده است و هيچ كس حق ندارد، آنها را از مردم سلب كند.
انديشههاي حقوق بشر در غرب
از لحاظ تاريخي، حقوق بشر در انديشههاي غربيها، از انديشههاي مساواتطلبانهي رواقيان نشأت گرفته و با تدوين حقوق و آزاديهاي فردي در قالب اعلاميههاي حقوق بشر فرانسه و سازمان ملل متحد، تكوين يافته است. در انديشههاي غربي مفهوم حقوق طبيعي مبناي فكري مهم حقوق بشر بوده است. انديشهي حقوق بشر بر كرامت ذاتي انسان استوار است كه دربارهي تمامي انسانها مشترك و جهانشول است. جوهر انديشهي حقوق بشر اين است كه انسانها، صرفنظر ار اختلافهاي عقيدتي، نژادي و سياسي مختلفي كه دارند داراي حق هستند و هرگز نميتواند اين حقوق را از آنان سلب كرد.
شنبه، 31 مرداد ماه ، 1388
نوشته: اندروفاگان*
ترجمه: امیر غلامی
این مدخل به بررسی مبانی و محتوای فلسفی آموزه حقوق بشر می پردازد. این تحلیل مشتمل بر پنج بخش و یک نتیجه گیری است. بخش یک اهمیت معاصر حقوق بشر را بررسی می کند، و استدلال می کند که آموزه حقوق بشر برای ارزیابی وضعیت اخلاقی نظم ژیوپولیتیک حاضر، به آموزه اخلاقی غالب بدل شده است. بخش دوم بالندگی تاریخی مفهوم حقوق بشر را از قدیمی ترین مبانی فلسفی اش تا متاخرترین صور آن پی می گیرد. بخش سوم مفهوم فلسفی حقوق بشررا بررسی می کند و به تحلیل صوری و تمایزات بنیادی ای اشاره می کند که فیلسوفان میان انواع و مقولات مختلف حقوق قایل شده اند. بخش چهار به این پرسش می پردازد که چگونه فیلسوفان برای توجیه مدعا های حقوق بشر کوشیده اند و به ویژه استدلال هایی را که توسط دو رویکرد عمده در این زمینه ارایه شده، مطرح می سازد: نظریه علاقه و نظریه اراده. سرانجام بخش پنجم انتقادهای عمده کنونی وارد به آموزه حقوق بشر را طرح می کند و برخی استدلال های عمده کسانی را عنوان می کند که مبنای جهانشمول گرا و عینیت گرای حقوق بشر را به چالش گرفته اند. سرانجام، نتیجه گیری مختصری ارایه می شود که موضوعات عمده مطرح شده را خلاصه می کند.
سه شنبه، 20 مرداد ماه ، 1388
نویسنده: فریدون اسلام نیا
آغاز غربزدگي در ايران برميگردد به دوران سلطه شوم صفويه که طي آن دوران روحانيون کاتوليک و سياحان غربي راهي ايران شدند. و حکومتي شبيه حکومت پاپ در ايران شکل گرفت، با اين تفاوت که شاه هر دو مقام دنيوي و اخروي را دارا بود. نظام فئودالية اروپا در ايران ايجاد شد و همانند اروپا مبارزة پيگير عليه علم و علماء شروع شد. نتيجة حکومت صفويه ايجاد جامعهاي کاملاً مقلد بود. جامعهاي بيسواد و غرق در خرافات. در دوران قاجار به علت وقوع انقلاب صنعتي در اروپا و متحول شدن چهرة آن قاره روند غربزدگي در ايران چهرة سريعي به خود گرفت. بخصوص وجود افرادي مانند کاپيتان سرجان ملکم و پرنس ملکمخان ارمني آنرا تشديد کرد. ميرزا مکلم خان ارمني فرزند يعقوب ارمني بنيانگذار جريان روشنفکري در ايران که ظاهراً مسلمان شده بود. اولين بار بعنوان جادوگر و شعبدهباز وارد ايران ميشود. ناصرالدين او را اخراج ميکند ولي وي بعدها در تهران ظاهر شده و يک فراموشخانه ايجاد ميکند. ناصرالدين شاه فراموشخانه را تعطيل و دوباره ميرزا را اخراج ميکند. بدنبال پشتيباني ميرزا حسنخان سفير ايران در اسلامبول ميرزا وزير مختار ايران در لندن ميشود و لقب پرنس به او داده ميشود.
شنبه، 17 مرداد ماه ، 1388

نویسنده: مهندس عبدالعلی بازرگان
در تقویم های سالیانه روزهائی را به بزرگداشت شخصیت های دینی در میلاد و شهادت یا رحلت آنان اختصاص داده اند و تعدادی را نیز به عناوین و ارزش هائی که به معنا و مفهوم آن کمتر توجه داریم، مثل: عید فطر(عید شکفتن)، عید قربان(نزدیک شدن به خدا) و بالاخره عید "مبعث".
مبعث را سالروز برانگیخته شدن پیامبر نامیده اند. براستی برانگیخته شدن چه حالتی است و اگر متعلق به یک فرد در ۱۴۰۰سال پیش است چه دلیل دارد امت اسلام همه ساله آنرا جشن بگیرند؟ در اعیاد فطر و قربان همه مسلمانان مشارکت دارند؛ روزه داری عملی مشترک است ودر مراسم حج میلیونها نفر حضور دارند،چرا مبعث متعلق به همگان است؟
يكشنبه، 4 مرداد ماه ، 1388
نویسنده: دکترمحمد عابد الجابری
مترجم: رحیم حمداوی
بارها درباره تقلید نادرست روشنفکران مسلمان از مباحث روشنگری غرب سخن به میان آمده است و محمد عابد الجابری از جمله متفکرین مسلمان است که در آثار خود به این نکته تأکید فراوان دارد. عابد الجابری سکولاریسم را از جمله مفاهیمی میداند که در اندیشه و فرهنگ اسلامی جایی برای طرح آن وجود ندارد و این مفهوم مختص تاریخ و فرهنگ غربی است و در بستر اسلامی کاربست مثبتی برای آن وجود ندارد. وی علت این مطلب را در جایگاه سازمان کلیسا در مغرب زمین، پیش از روشنگری میداند. چرا که کلیسا در واقع واسطه ای بین بنده و خدا لحاظ میشد، چیزی که هیچ گاه در سنت اسلامی سابقه ندارد. عابد الجابری توجه به دموکراسی و عقلانیت را برای جوامع اسلامی ضروری و جایگزین صحیحی برای سکولاریسم در مباحث روشنفکری اسلامی میداند.
میتوان گفت اندک شعاری همانند سکولاریسم در سلسله شعارهای اندیشه عربی اسلامی مدرن باعث ایجاد توهم و سوء تفاهم شده است.
يكشنبه، 4 مرداد ماه ، 1388
نویسنده: محمد غزالی
ترجمه: داود ناروئی
برخی بر این باورند که شکلِ غربی حکومت نسبت به شکل اسلامی آن بیشتر لیاقت ماندگاری دارد. چنین باوری آشکارا به بیراهه رفتن است. در گناه این بیراهه روی مقلدانِ غرب و ناآگاهان از اسلام- همانان که اسلام را از طریقِ کتابِ خدا و سنتِ پیامبر نفهمیده اند- مشارکت دارند. شکلی که اسلام پنداشته شده- و در حقیقت اسلام نیست- این است که زن موجودی متهم است؛ باید در خانه زندانی و از کسب دانش، پیشرفت و هرگونه فعالیت اجتماعی سیاسی که با حال و آینده ی اسلام ارتباط دارد محروم بماند. نباید کسی را ببیند و نه او کسی را ببیند، با راه مسجد و مدرسه آشنا نشود؛ در هیچ یک از افق های زندگی نباید به او اجازه ی فعالیتی هدفمند و جدی داده شود؛ در مقوله ی امر به معروف و نهی از منکر و جهاد در راه اسلام- هنگامی که موردِ شبیخون قرار می گیرد- نباید هیچ جولانی داشته باشد. شهادتِ زن در زمینه ی خون وناموس شنیده نمی شود و سرپرستی اش در هیچ زمینه ای قبول نخواهد شد. هنگام ازدواج به نظر او اهمیت نمی دهند؛ گاه ترشیده می شود و سپس پا به سن یائسگی می گذارد، اما اولیای او گمان می کنند که هنوز خواستگاری که همشأن(کفؤ) دخترشان باشد پیدا نشده؛ این است که آن دوشیزه، سالخورده می شود و سپس جان می دهد،بی آنکه پا به خانه ی شوهد بگذارد.
سه شنبه، 23 تير ماه ، 1388
نویسنده:محمد غزالی
ترجمه: داود ناروئی
فاجعه اینجا است که کسانی به نام اسلام سخن می گویند که بهره ی کاملی از کوتاه اندیشی و نا آگاهی دارند. تلخ تر از آن اینکه این اندیشه ی بیمار تبدیل به یک مبدأ شده، درباره اش کتاب نوشته می شود و تکیه گاه موضعگریها قرار گرفته است. بیشتر این عده با جایگاه خانواده در جامعه و جایگاه زن در تقویت خانواده آشنایی ندارند. شایعه ی بزرگی که از جانب اسلام ترویج می کنند این است که اسلام زن را خوار می شمارد و از حقوق طبیعی یک انسان کامل او را محروم می کند؛ تا جایی که در گوشه و کنار جهان شایع شده که اسلام دشمن سرسخت زن به شمار می رود. در حق زن ستم روا می دارد و اگر زن بخواهد رشد نماید، سر راهش مانع ایجاد می کند. زنان جهان تصور می کنند که اسلام کینه ی زنان را در دل دارد و مرگ را بیشتر برایشان می پسندد تا زندگی را.
محمد به مثابه ی رحمتی بود که برای جهانیان فرستاده شده بود. سهم زن از این رحمت فراگیر این بود که بتواند آنقدر علم فرابگیرد تا مقام انسانی اش را بالا ببرد؛ در مسجد زمینه هایی باشد تا وضعیتِ روحی خود را بهبود بخشد؛ از نظر درک و آگاهی اجتماعی امکاناتی فراهم باشد تا با اتکا به آنها به مسئولیت قرآنی امر به معروف و نهی از منکر بپردازد.
سه شنبه، 23 تير ماه ، 1388