اهل سنّت کرمانشاه: جوانان

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

نویسنده: دكتر علي بابايي
امروزه در كشورهايي كه امور فرهنگي و آموزش‌هاي مربوط به پيشگيري از اعتياد و آسيب‌هاي رواني ـ اجتماعي، اولويت دارند، تاكيد بسياري بر آموزش مهارت‌هاي زندگي صورت مي‌گيرد. مجموعه اين مهارت‌ها در جامعه صنعتي و در فضاي زندگي‌اي كه پدر و مادر و معلم به صورت تمام وقت و صميمي و از نزديك ارتباط كمتري با كودك و نوجوان دارند، براي رشد اجتماعي و اخلاقي افراد ضروري است و برابر نتايج پژوهش‌هاي انجام شده، بسيار سودمند است.
كلمه تفكر انتقادي از واژه‌اي يوناني به معني سوال و تحليل كردن گرفته شده و در واقع با استفاده از همين فرايندها است كه افكار خود و ديگران را بررسي كرده و براساس آن بهترين تصميم‌ها را مي‌گيريم.
فعاليت‌‌هاي مختلفي كه تفكر انتقادي را تشكيل مي‌دهند، شامل موارد زير است:
1ـ تفكر فعال
2ـ وارسي گسترده و مداوم موقعيت‌هاي تفكر و تامل با سوال كردن
3ـ بررسي دقيق منابع اصلي افكار و عقايد و ارزيابي اعتبار آنها
سه شنبه، 20 مرداد ماه ، 1388
تأليف‌: امام يوسف‌ القرضاوي‌
ترجمه‌: فائز ابراهيم‌ محمد
باز هم‌ به‌ اين‌ جوانان‌ متدين‌ نصيحت‌ مي‌كنم‌ كه‌ رابعاً:
از راه‌ و روشي‌ كه‌ قرآن‌ كريم‌ در دعوت‌ به‌ راه‌ خدا و مجادله‌ با مخالفين‌ ترسيم‌ نموده‌، پيروي‌ كنند. اين‌ روش‌ در آيات‌ پاياني‌ سورة‌ «النحل‌» به‌ صورت‌ خطاب‌ به‌ رسول‌ خدا صلي الله عليه و سلم  آمده‌ است‌ تا ما نيز بعد از او به‌ هدايتش‌ رهنمون‌ شويم‌:
( أدع‌ إلي‌ سبيل‌ ربك‌ بالحكمة‌ و الموعظة‌ الحسنة‌ و   جادلهم‌ بالتي‌ هي‌ أحسن‌ ) .
[ (اي‌ پيامبر!) مردمان‌ را با روشي‌ حكمت‌آميز و اندرزهاي‌   نيكو و زيبا به‌ راه‌ پروردگارت‌ فراخوان‌، و با ايشان‌ به‌ شيوة‌   هرچه‌ نيكوتر و بهتر گفتگو و مجادله‌ كن‌! ] .
از تأمل‌ در اين‌ آية‌ كريمه‌ دريافت‌ مي‌شود كه‌ فقط‌ در امر به‌ جدال‌ با شيوه‌اي‌ نيكو محدود نشده‌ است‌، بلكه‌ دستور داده‌ شده‌ كه‌ با آن‌ روشي‌ كه‌ نيكوتر و بهتر است‌، مجادله‌ شود. در واقع‌ در اينجا دو روش‌ براي‌ مذاكره‌ و مناقشه‌ عرضه‌ گشته‌ است‌ كه‌ يكي‌ «نيكو» و ديگري‌ «نيكوتر» از آن‌ مي‌باشد، كه‌ بر شخص‌ مسلمان‌ واجب‌ است‌ با شيوه‌اي‌ كه‌ نيكوتر و بهتر است‌، مجادله‌ كند؛ زيرا اين‌ روش‌، جاذب‌ قلبهاي‌ بيزار و فراري‌ است‌ و نزديك‌كنندة‌ وجودهايي‌ است‌ كه‌ دور از هم‌ هستند و از يكديگر فاصله‌ گرفته‌اند.
يكشنبه، 14 تير ماه ، 1388
تأليف‌: امام يوسف‌ القرضاوي‌
ترجمه‌: فائز ابراهيم‌ محمد
زماني‌ كه‌ فهميديم‌ هر علمي‌، مردان‌ و اهل‌ ويژه‌اش‌ را داراست‌، پس‌ نصيحت‌ بعدي‌ من‌ به‌ جوانان‌ مسلمان‌ اين‌ است‌ كه‌ ثانياً:
علوم‌ ديني‌ و شريعت‌ را از علماي‌ متعمد و مطمئنّي‌ دريافت‌ كنند كه‌ «علم‌» و «تقوا» و «اعتدال‌»، در آنها با هم‌ جمع‌ شده‌ و هيچگونه‌ فاصله‌اي‌ بينشان‌ وجود نداشته‌ باشد.
پايه‌ و اساس‌ علوم‌ شريعت‌ عبارت‌ است‌ از: «كتاب‌» و «سنّت‌».. وليكن‌ هركس‌ بخواهد آن‌ دو را درك‌ كند و بفهمد، به‌ هيچوجه‌ از تفسير مفسران‌، شرحِ شارحان‌، و فقه‌ فقهاء بي‌نياز نمي‌شود؛ زيرا آنها كساني‌ هستند كه‌ هر كدام‌ به‌ نوعي‌ به‌ كتاب‌ و سنّت‌ خدمت‌ كرده‌ و اصول‌ و فروعش‌ را به‌ خوبي‌ در جايگاه‌ واقعي‌شان‌ قرار داده‌ و درهم‌ نياميخته‌ و برايمان‌ ميراث‌ بزرگي‌ برجاي‌ نهاده‌اند كه‌ هيچ‌ كس‌ با آن‌، جز افراد مغرور و نادان‌، به‌ مخالفت‌ و انكار نپرداخته‌ است‌.

يكشنبه، 14 تير ماه ، 1388
تأليف‌: امام يوسف‌ القرضاوي‌
ترجمه‌: فائز ابراهيم‌ محمد
 به‌ اين‌ جوانان‌ نصيحت‌ مي‌كنم‌ كه‌ اولاً:
 به‌ تخصصها احترام‌ بگذارند؛ زيرا هر علمي‌، اهل‌ مخصوص‌ به‌ خودش‌ را دارد و هر فن و حرفه‌اي‌، مردان‌ خاصّ خويش‌ را داراست‌. پس‌ همانگونه‌ كه‌ يك‌ مهندس‌ نمي‌تواند در امور طب‌ و پزشكي‌، نظر دهد و فتوا صادر كند، و يك‌ پزشك‌ هم‌ مجاز نيست‌ در هر قانوني‌ حكم‌ كند و بلكه‌ بالاتر، يك‌ پزشك‌ متخصص‌ در رشته‌اي‌، نمي‌تواند ـ همينطوري‌ ـ در رشته‌اي‌ ديگر دخالت‌ كند، براي‌ علم‌ شريعت‌ نيز چنين‌ است‌ و شايسته‌ نيست‌ هر كس‌ كه‌ بخواهد، براي‌ مردم‌ فتوا صادر كند و دخالت‌ در علم‌ شريعت‌ را بر خود روا بدارد، با اين‌ ادعا كه‌ اسلام‌ به‌ گروه‌ خاصّي‌ منحصر نمي‌شود و برخلاف‌ ساير اديان‌، طبقه‌اي‌ به‌ نام‌ «رجال‌ دين‌» را قبول‌ ندارد و نمي‌شناسد.
  آري‌! اين‌ درست‌ است‌ كه‌ اسلام‌ طبقة‌ «رجال‌ دين‌» را هرگز به‌ رسميت‌ نمي‌شناسد، اما دانشمندان‌ و علمايي‌ را مي‌شناسد كه‌ در دين‌ تخصّص‌ دارند.. همان‌ كساني‌ كه‌ قرآن‌ كريم‌ به‌ آنها چنين‌ اشاره‌ مي‌كند:
يكشنبه، 14 تير ماه ، 1388

نویسنده: پرستو سیل سپور
خودت را بشناس...این کلامی است که حکیمان و بزرگان در تمامی دوران ها به آن اشاره کرده اند. شناخت خویشتن تا آن جا اهمیت یافته که پیامبر(ص) آن را سبب خداشناسی دانسته و مولوی آن را چنین نقل می کند:
بَهرِ آن پیغمبر این را، شرح ساخت      هر که خود بشناخت، یزدان را شناخت

تو میدانی کیستی و چه انجام می دهی؟ یا می دانی به دنبال چه می گردی؟ پاسخ این پرسش ها با توست. آن چه که من میدانم این است که تو یک داوطلب کنکور هستی که می خواهی به آینده ات،با پذیرش در دانشگاه و تحصیل در رشته مورد علاقه ات، معنا بخشی و آن را هدف مند کنی. شاید اکنون زندگی برای تو تنها ختم به یک نقطه می شود که آن هم بی شک چیزی جز کنکور نیست. به خاطرش تلاش می کنی و رنج می بری، بیشتر از یک شب امتحان درس می خوانی و بیشتر از استرس یک شب امتحان دلهره داری و... خب حق داری! موفقیت خودت، زندگی و سرنوشت تو در گرو این آزمون است، چون کنکور برای تو آخر دنیاست!

سه شنبه، 26 خرداد ماه ، 1388

مسؤلیت نسل جوان مسلمان قسمت «3»

3-دعوت به اسلام واجب است

سومین چیزی که لازم است ،دعوت به سوی اسلام است .فرد مسلمان کافی نیست تنها خودش شایسته باشد وکاری به دیگران نداشته باشد.اسلام فرد مسلمان را در صورتی شایسته می داند که به اصلاح دیگران بپردازد

وعهده دار اصلاح دیگران نیز باشد،بنا براین شرط نجات انسان از بدبختی وخسران ،در سوره ی عصر سفارش دیگران به حق وقبول وصیت او دانسته شده است: (والعصر*ان الانسان لفی خسر* الا الذین آمنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوابالصبر*)«سوگند به زمان همه ی انسانها در زیانند،مگر کسانی که ایمان آورده اند وعمل صالح انجام داده اند وهمدیگر را به تمسک به حق سفارش می کنند ویکدیگر را به شکیبایی فرا می خوانند»تنها ایمان وعمل صالح کافی نیست ؛بلکه باید سفارش به حق کنی ووصیت به حق را نیز پذیرا باشی ! تواصی از باب تفاعل است به معنی: انجام گرفتن ازجانبین واین است معنی تواصی. پس وظیفه داری که خودت را برای پذیرش حق وشکیبایی صبربرآن مهیا کنی ،بدین صورت این آیات میان سفارش به حق ،جمع بندی کرده است ،همچنان که لقمان در حالی که فرزندش را نصیحت می کرد بدو گفت:(یا بنی اقم الصلاة وأمر بالمعروف وانه عن المنکر واصبر علی ما أصابک ان ذلک من عزم الامور)لقمان/17

شنبه، 9 آذر ماه ، 1387

مسؤلیت نسل جوان مسلمان قسمت «2»

درادامه ی مطلب به ذکر موارد دیگرازمسؤلیت نسل جوان مسلمان می پردازیم:

2-«عمل به اسلام واجب است»

آری ،اسلام از فرد مسلمان مجرد شناخت ذهنی را کافی نمی داند که،فقط بخواندوآگاهی پیدا کندوهرروزبر

اطلاعاتش بیفزاید ودیگر کاری انجام ندهد ،چنین نیست ،ازنظر اسلام علم ودانشی موردقبول است که ثمره اش عمل باشد؛نه کلام ومجادله .دانش ومعرفتی می خواهد که به قلب برسد واراده وقلب رابه حرکت وادارد .

همچنان که خداوند می فرماید:«انما یخشی الله من عباده العلماء»فاطر/28 «ازبندگان خدا فقط عالمان ازاو می ترسند» معرفتی ارزشمند است که ترس وخشیت از خداوند پاک ومنزه رابه دنبال داشته باشد واز علمی که به انسان سودی نرساند به خدا پناه بر همچنان که پیامبر«ص» ازدانش وعلمی که به بدان سودی نرساند به خدا پناه می برد آنجا که می فرماید:«اللهم انی اعوذبک من علم لا ینفع ومن قلب لا یخشع ومن عمل لا یرفع ومن دعوة لا یستجاب لها»خداوندا !به تو پناه می آورم ازعلمی که سود نمی رساند واز قلبی که خاشع نمی شود واز عملی بالا نمی رود ومورد پذیرش قرار نمی گیرد واز دعایی که مستجاب نمی گردد.»

يكشنبه، 19 آبان ماه ، 1387

مسؤليت هاي چهارگانه بر جوانان مسلمان (1)

دراين زمان چهارمسؤليت مشخص بردوش جوانان مسلمان است كه پيرامون آن صحبت مي كنيم:

1-     مسؤليت بينش صحيح نسبت به اسلام

اولين مسؤليت ازاين مسؤليت هاي چهارگانه برجوانان مسلمان كدام است اولين مسؤليت برآنان فهم درست اسلام است زيرا علم قبل ازعمل است. پس برجوانان مسلمان واجب است كه اسلام را بدان صورتي كه شايسته است بشناسد واگرمي خواهند فهم دقيقي ازدين داشته باشند لازم است بينش درستي نسبت به اسلام داشته باشند؛چون انسانها به اسلام ستم كرده اند وآنچه را كه ازاسلام نيست درآن وارد نموده وآنچه كه جزاساس وتعاليم اسلام است ازآن خارج كرده اند .دردوران گذشته به اسلام به چيزهاي عجيب وغريبي افزودند كه جزء تعاليم اسلام نبود، زيبايي وپاكي آن را زشت وكدر ومسخ گردانيدند وبدعت رواج يافت وانسانها چيزهاي بنام بدعت حسنه وتحت عنوان خير زيادخير است پذيرا شدندكه هيچ دليلي بردرستي آنها ازجانب خداوند نازل نشده بود درحالي كه پيامبر(ص) ازهرنوع زياده اي دردين ما رابرحذر داشته اند؛زيرا آنچه كه قبول زيادت كندنقص را نيز پذيراست، ولي كامل ، زيادت ونقصان نمي پذيرد، وخداوند اين دين را به صورت كامل فرستاده وزيادت را ازهيچ احدي پذيرا نيست.

دوشنبه، 13 آبان ماه ، 1387

دکتر یوسف قرضاوی

مترجم: علی عزیز( کرمانشاه- روانسر)

قرآن درباره ی بسیاری از جوانان که در فضایل گوناگون ضرب المثل بوده اند، برای ما صحبت می کند.

1-    اسماعیل ذبیح: قرآن از زبان اسماعیل می گوید: او بعد از آنکه با پدرش به جایگاه مشخص رسید و پدرش قضیه ی ذبح را با وی در میان گذاشت، حاضر شد خود را قربانی نموده و فرمانبردارنه و با اختیار، گردنش را به خداوند پیش کش کند.( قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ)

يكشنبه، 10 شهريور ماه ، 1387
ورود به انجمن سایت
ورود به انجمن سایت اهل سنّت کرمانشاه
آمار کاربران
عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
پیغام کوتاه

فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.
مترجم سایت
Translation
مقالات جدید سایت رسول الله