|

نویسنده: پرستو سیل سپور
خودت را بشناس...این کلامی است که حکیمان و بزرگان در تمامی دوران ها به آن اشاره کرده اند. شناخت خویشتن تا آن جا اهمیت یافته که پیامبر(ص) آن را سبب خداشناسی دانسته و مولوی آن را چنین نقل می کند:
بَهرِ آن پیغمبر این را، شرح ساخت هر که خود بشناخت، یزدان را شناخت
تو میدانی کیستی و چه انجام می دهی؟ یا می دانی به دنبال چه می گردی؟ پاسخ این پرسش ها با توست. آن چه که من میدانم این است که تو یک داوطلب کنکور هستی که می خواهی به آینده ات،با پذیرش در دانشگاه و تحصیل در رشته مورد علاقه ات، معنا بخشی و آن را هدف مند کنی. شاید اکنون زندگی برای تو تنها ختم به یک نقطه می شود که آن هم بی شک چیزی جز کنکور نیست. به خاطرش تلاش می کنی و رنج می بری، بیشتر از یک شب امتحان درس می خوانی و بیشتر از استرس یک شب امتحان دلهره داری و... خب حق داری! موفقیت خودت، زندگی و سرنوشت تو در گرو این آزمون است، چون کنکور برای تو آخر دنیاست!
مسؤلیت نسل جوان مسلمان قسمت «3»
3-دعوت به اسلام واجب است
سومین چیزی که لازم است ،دعوت به سوی اسلام است .فرد مسلمان کافی نیست تنها خودش شایسته باشد وکاری به دیگران نداشته باشد.اسلام فرد مسلمان را در صورتی شایسته می داند که به اصلاح دیگران بپردازد
وعهده دار اصلاح دیگران نیز باشد،بنا براین شرط نجات انسان از بدبختی وخسران ،در سوره ی عصر سفارش دیگران به حق وقبول وصیت او دانسته شده است: (والعصر*ان الانسان لفی خسر* الا الذین آمنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوابالصبر*)«سوگند به زمان همه ی انسانها در زیانند،مگر کسانی که ایمان آورده اند وعمل صالح انجام داده اند وهمدیگر را به تمسک به حق سفارش می کنند ویکدیگر را به شکیبایی فرا می خوانند»تنها ایمان وعمل صالح کافی نیست ؛بلکه باید سفارش به حق کنی ووصیت به حق را نیز پذیرا باشی ! تواصی از باب تفاعل است به معنی: انجام گرفتن ازجانبین واین است معنی تواصی. پس وظیفه داری که خودت را برای پذیرش حق وشکیبایی صبربرآن مهیا کنی ،بدین صورت این آیات میان سفارش به حق ،جمع بندی کرده است ،همچنان که لقمان در حالی که فرزندش را نصیحت می کرد بدو گفت:(یا بنی اقم الصلاة وأمر بالمعروف وانه عن المنکر واصبر علی ما أصابک ان ذلک من عزم الامور)لقمان/17
مسؤلیت نسل جوان مسلمان قسمت «2»
درادامه ی مطلب به ذکر موارد دیگرازمسؤلیت نسل جوان مسلمان می پردازیم:
2-«عمل به اسلام واجب است»
آری ،اسلام از فرد مسلمان مجرد شناخت ذهنی را کافی نمی داند که،فقط بخواندوآگاهی پیدا کندوهرروزبر
اطلاعاتش بیفزاید ودیگر کاری انجام ندهد ،چنین نیست ،ازنظر اسلام علم ودانشی موردقبول است که ثمره اش عمل باشد؛نه کلام ومجادله .دانش ومعرفتی می خواهد که به قلب برسد واراده وقلب رابه حرکت وادارد .
همچنان که خداوند می فرماید:«انما یخشی الله من عباده العلماء»فاطر/28 «ازبندگان خدا فقط عالمان ازاو می ترسند» معرفتی ارزشمند است که ترس وخشیت از خداوند پاک ومنزه رابه دنبال داشته باشد واز علمی که به انسان سودی نرساند به خدا پناه بر همچنان که پیامبر«ص» ازدانش وعلمی که به بدان سودی نرساند به خدا پناه می برد آنجا که می فرماید:«اللهم انی اعوذبک من علم لا ینفع ومن قلب لا یخشع ومن عمل لا یرفع ومن دعوة لا یستجاب لها»خداوندا !به تو پناه می آورم ازعلمی که سود نمی رساند واز قلبی که خاشع نمی شود واز عملی بالا نمی رود ومورد پذیرش قرار نمی گیرد واز دعایی که مستجاب نمی گردد.»
مسؤليت هاي چهارگانه بر جوانان مسلمان (1)
دراين زمان چهارمسؤليت مشخص بردوش جوانان مسلمان است كه پيرامون آن صحبت مي كنيم:
1- مسؤليت بينش صحيح نسبت به اسلام
اولين مسؤليت ازاين مسؤليت هاي چهارگانه برجوانان مسلمان كدام است اولين مسؤليت برآنان فهم درست اسلام است زيرا علم قبل ازعمل است. پس برجوانان مسلمان واجب است كه اسلام را بدان صورتي كه شايسته است بشناسد واگرمي خواهند فهم دقيقي ازدين داشته باشند لازم است بينش درستي نسبت به اسلام داشته باشند؛چون انسانها به اسلام ستم كرده اند وآنچه را كه ازاسلام نيست درآن وارد نموده وآنچه كه جزاساس وتعاليم اسلام است ازآن خارج كرده اند .دردوران گذشته به اسلام به چيزهاي عجيب وغريبي افزودند كه جزء تعاليم اسلام نبود، زيبايي وپاكي آن را زشت وكدر ومسخ گردانيدند وبدعت رواج يافت وانسانها چيزهاي بنام بدعت حسنه وتحت عنوان خير زيادخير است پذيرا شدندكه هيچ دليلي بردرستي آنها ازجانب خداوند نازل نشده بود درحالي كه پيامبر(ص) ازهرنوع زياده اي دردين ما رابرحذر داشته اند؛زيرا آنچه كه قبول زيادت كندنقص را نيز پذيراست، ولي كامل ، زيادت ونقصان نمي پذيرد، وخداوند اين دين را به صورت كامل فرستاده وزيادت را ازهيچ احدي پذيرا نيست.
دکتر یوسف قرضاوی
مترجم: علی عزیز( کرمانشاه- روانسر)
قرآن درباره ی بسیاری از جوانان که در فضایل گوناگون ضرب المثل بوده اند، برای ما صحبت می کند.
1- اسماعیل ذبیح: قرآن از زبان اسماعیل می گوید: او بعد از آنکه با پدرش به جایگاه مشخص رسید و پدرش قضیه ی ذبح را با وی در میان گذاشت، حاضر شد خود را قربانی نموده و فرمانبردارنه و با اختیار، گردنش را به خداوند پیش کش کند.( قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ)

![]() |