|
نويسنده: جلالالدين عباسي
نسب و محل تولد امام مالک -رحمة الله عليه-
او: ابو عبدالله مالکبن انس بن مالک بن أبي عامر از دي أصبح از قبيله حمير و مادرش عاليه دختر شريکبن عبدالرحمن أزدي ميباشد. در سال 93 ه. ق. بنا بر صحيحترين اقوال در مدينة الرسول هجرتگاه پيامبر و محل تربيت بهترين نسلي که به دست پيامبر تربيت شده بودند و بشريت آن را شناخته است بدنيا آمد.
دوران تحصيلي امام مالک و کوشش وي در يادگيري
امام مالک -رضي الله عنه- در موردشان ميگويند: برادري داشتم در سن ابيشهاب زهري. روزي پدرم از ما سؤالي کرد که برادرم جواب صحيح داد. پدرم به من گفت: کبوترها تو را از طلب علم بازداشتهاند. از اين قول پدرم ناراحت شدم و مدت 7 سال در محضر ابن هرمز به کسب علم مشغول شدم. امام مالک در طلب علم کوشا و جدي بود و خود امام ميگويند: در هنگام ظهر در زير آفتاب که هيچ سايهاي نبود انتظار خارج شدن نافع بردة آزادشدة عبدالله ابن عمر -رضي الله عنهم- را ميکشيدم که انساني تندخو و خشن بود. پس از اينکه از خانه خارج ميشد خود را مشغول کرده مثل اينکه او را نديدهام پس بر او سلام کرده و هنگام داخل شدن به خانه از او سؤال ميکردم که عبدالله بن عمر در اين مسأله چه ميگويد؟ او جوابم را ميداد و سپس در خانه به روي من بسته ميشد.
نويسنده: جلالالدين عباسي
اسم و نسب امام ابوحنيفه
او: نعمان پسر ثابت پسر مرزبان است و کنية وي ابوحنيفه ميباشد، در خانوادهاي که در بين قومش داراي شرف و احترام بود به دنيا آمد، اصل او از کابل - پايتخت افغانستان امروز- ميباشد. جدش مرزبان در زمان خلافت طلايي حضرت عمر -رضي الله عنه- اسلام آورد سپس به کوفه آمده و در آنجا اقامت گزيد. امام ابوحنيفه -رحمة الله عليه- در سال 80 هجري در کوفه در زمان خلافت عبدالملک بن مروان بدنيا آمد.
دوران تحصيلي امام ابوحنيفه
وي در خانوادهاي مسلمان، باتقوي، ثروتمند و سخاوتمند پرورش يافت و چنين به نظر ميرسد که تنها فرزند پدر و مادرش بوده است. پدرش در کوفه به پارچهفروشي اشتغال داشت. امام ابوحنيفه ابتدا به علم اصول دين روي آورد و با کساني که از راه و عقيدة سلف صالح خارج و گمراه شده بودند به مناقشه پرداخت. به همين خاطر 27 مرتبه وارد بصره شده تا اتهامات و شبهاتي که به شريعت اسلام چسبانيده بودند از اسلام دور کند و اسلام حقيقي را براي مردمان بيان کند. با جهم بن صفوان بزرگِ گمراهان و با ملحدين و معتزله و خوارج و رافضيهاي تندرو به مناقشه پرداخت و آنها را محکوم کرد.
استاد عبدالله احمدیان
نسائی یعنی احمدبن شعیب خراسانی، در سال (215) متولد گردیده، بعد از کسب معلومات در خراسان برای تکمیل آن به عراق و حجاز و مصر و شام و جزیره سفر کرده است. و از محضر
اساتید بزرگواری همچون «قتیبهبن سعید و اسحاق بن راهویه، و هشامبن عمار، و عیسیبن رغبه، و محمدبن نصر مروزی» کسب فیض نموده است، و در آگاهی از احادیث و حفظ و روایت آن به فوق تخصص نایل گشته و برای تعلیم و افاضه در مصر سکونت گزیده است، و از شخصیتهای اهل فضل جمع زیادی در محضر او مستفیض شدهاند از جمله: «ابوبشر دولابی، ابوعلی حسین، و حمزه کتانی، و حسنبن خضر سیوطی و ابوالقاسم طبرانی و غیره».
سنن نسائی که آن را «مجتبی» نامیده مشتمل بر (5761) حدیث صحیح و برگزیده از تألیف بزرگتر نسائی بنام «السنن الکبری» است توضیح اینکه نسائی در آغاز کتاب مفصلی از احادیث پیامبر(ص)را تألیف نمود و آن را «السنن الکبری» نامید و به عنوان ارمغان برای فرمانروای رمله (یکی از شهرهای فلسطین) فرستاد، و چون فرمانروا از نسائی پرسید آیا همة روایات این کتاب احادیث صحیح است؟ نسائی در جواب گفت: در این کتاب احادیث صحیح و احادیث حسن و احادیث نزدیک به این دو نوع گردآوری شده است، فرمانروای رمله از او خواست که در یک کتاب مجرد احادیث صحیح را استخراج کند، نسائی به این کار مبادرت نمود و پس از تلخیص سنن کبری و تجرید احادیث صحیح، آن را «مجتبی» نامید (سنن نسائی، شرح سیوطی، ج 1، ص 5).
سفرهاي مولانا (رح)
سفر تأثير زيادي در افكار و روحيّات انسان ها دارد . بسياري از مجهولات در سفر شناخته مي شوند . از اين نظر با توجه به اينكه مولانا سفرهاي متعددي به كشورهاي مختلف داشته است ، هم تجربيات و آگاهي ايشان بالا رفته بود و هم سعة صدر و انتقاد پذيري ايشان .
خود مولانا مي فرمود : بسياري چيزها را در سفرها آموخته ام .
به اختصار برخي از سفرهاي اين بزرگوار را اشاره مي كنيم :
الف) سفر پاكستان :
سفر مولانا به پاكستان ابتدا به علت ادامة تحصيل بود اما بعد از فارغ التحصيل شدن هر چند سالي يكبار براي ديدار با اساتيد و علماي بزرگ آنجا سفرهايي داشتند . گاهي جهت مشاركت در دورة تفسير قرآن مولانا غلام الله خان از علماي برجستة پاكستان به شهر راولپندي مي رفتند . هميشه در اين سفرها از مولانا احمدعلي لاهوري كه در شهر لاهور ساكن بودند ديدار كرده و از محضر ايشان بسيار بهره مي بردند . وقتي به كراچي مي آمد خيلي از علماي برجسته آن شهر خودشان به محل استقرار ايشان مي آمدند و ايشان را ملاقات مي كردند .
حضرت مولانا عبدالعزيز (رحمه الله) در سال 1295 هـ . ش /1335 هـ . ق / 1916 م در روستاي دپكور شهرستان سرباز واقع در جنوب شرقي بلوچستان به دنيا آمد . خانواده و خاندان مولانا به فضائل ايماني و اخلاقي معروف بودند و به خاطر زحمت هايي كه براي افراد جامعة خويش انجام داده بودند ، در ميان اجتماع جايگاه ويژه اي داشتند . عبدالعزيز از همان كودكي داراي هوش و استعداد خوبي بود و حركات و سكنات بسيار سنگين و باوقاري از خود نشان مي داد . چهره اي نوراني و جذّاب داشت . و در همان سنين كودكي باادب و حالتي خاص در كنار پدرشان حضور مي يافتند و مورد توجّه همگان قرار داشتند .
نویسنده: محمد خیر رمضان
مترجم: فائز ابراهیم محمد
ربيعه خواهر صلاح الدين و ملك عادل، و عمة كامل و أشرف و معظّم و ديگر ملوك، و همچنين خواهر ستّ الشام ميباشد.
برادرش صلاح الدين، ابتداء او را به همسري أمير سعدالدين مسعود پسر أمير معين الدين أُنر در آورد، و خود هم با خواهرش عصمة الدين خاتون، همسر قبلي ملك نورالدين و وقف كنندة «خاتونية داخلي» و «خانقاه بيروني» ازدواج كرد.
زماني كه أمير سعد الدين از دنيا رفت، او را به همسري ملك مظفر الدين زين الدين كوكبوري، والي «أربيل» درآورد. او بيش از 40 سال در كنار همسر دومش در همان أربيل اقامت داشت، تا اين كه همسرش از دنيا رفت.
گذاري بر حيات و زندگاني شهيد حسنالبنا (رح)
حسن البنا در ماه اكتبر سال 1906 در قرية «شمشيره» يكي از روستاهاي اطراف شهر «محموديه» در مصر متولد شد ، پدرش مرحوم «شيخ احمد عبدالرحمان البنا» امام مسجد روستا و از فارغالتحصيلان الازهر بود و در طول زندگي خود مشغول تحقيق و بحث فقهي بود . ايشان از بزرگترين محدثين زمان خود به شمار ميرفت و نزد دوستان و علماي آن روزگار به «ساعتچي» مشهور بود ، چون به كار ساعتسازي و تعمير ساعت ميپرداخت .
حسن دروس ابتدايي را در محموديه فرا گرفت و همانجا هم توانست بيشتر سورههاي قرآن را حفظ كند . سپس براي ادامه تحصيل به «دانشسراي معلمين» در منهور رفت . پس از اخذ مدرك ديپلم براي شغل معلمي به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به دنبال آن به نقل و انتقال مهمتري اقدام نمود و از منهور به قاهره منتقل گرديد و در آنجا به مطالعه كتابهاي پيشدانشگاهي براي شركت در كنكور ورود به دانشگاه پرداخت .
تأليف: محمد خير رمضان
ترجمه: فائز ابراهيم محمد
زني است جليل القدر و عظيم الشأن ...
شأن و منزلت بزرگي دارد...
در او صفاتي جمع شده كه در هيچ زن ديگري مگر تعداد معدود و انگشت شماري در تاريخ اسلامي جمع نشده است..!
خداوند نعمت تفضّل و احسان و انواع نيكيها و راست كرداري را به او بخشيده است .. آنچه كه تاريخ از به خاطر آوردن امثال آن، عاجز است..
«إبن كثير» در تاريخش از او ياد كرده و او را خواهر ملوك و سلاطين و عمة فرزندانشان دانسته، او حتّي مادر پادشاهان نيز بوده است.
35 پادشاه و ملوك و واليان از محارم و بستگان نسبي او به شمار ميروند..

![]() |