اهل سنّت کرمانشاه: زندگي نامه ها

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

من نسيبه بنت كعب مازنی هستم!
«زینب الغزالی الجبیلی» به تاریخ 2 ژانویه 1917 در یكی از روستاهای استان البحیره در شمال قاهره به دنیا آمد. نسب او از طریق پدر به عمر بن الخطاب رضی الله عنه و از جانب مادر به حسن بن علی رضی الله عنه می رسد. پدر بزرگش از تجار معروف پنبه و پدرش از علمای الازهر بود او از همان كودكی در وجود زینب دوستی خیر و فضیلت و مبارزه برای حق را بارور ساخت. او زینب را به بركت نام صحابیة بزرگوار «نسیبة بنت كعب» صدا می زد.
نسیبه زن صحابیه شجاعی بود كه در روز جنگ احد وقتی مسلمانان بر اثر غافلگیری از حمله ناگهانی كفار از دور و بر پیامبر پراكنده شدند برای دفاع از پیامبر زخم 12 ضربه شمشیر و نیزه را تحمل كرد تا به پیامبر صلی الله علیه و سلم آسیبی نرسد. او می گوید: پدر با گچ بر روی زمین دایره ای می كشید و من را وسط آن قرار می داد و شمشیری چوبی به دستم می داد و به من می گفت: بایست و دشمنان رسول الله را بزن... او هم دشمنان پیامبر را از چپ و راست مورد حمله قرار می داد! یكی! دو تا! سه تا!...
پنجشنبه، 3 ارديبهشت ماه ، 1388
سید قطب ابراهیم حسین شاذلی در نهم اکتبر سال 1906.م در روستای موشا(موشه) از توابع استان اسیوط مصر، دیده به جهان گشود و تحصیلات ابتدایی را در آنجا به پایان رساند و سپی در سال 1920 به قاهره رفت و نزد دائیش احمد حسین عثمان ماندگار شد و از طریق او با حزب وفد و ادیب بزرگ، عباس محمود العقاد آشنا شد.
در قاهره وارد مدرسه معلمین ابتدایی گشت، و موفق به دریافت گواهی تدریس در مدارس ابتدایی شد. و سپس در کلاس های آمادگی دارالعلوم حضور یافت وبالاخره در سال 1929 وارد آن دانشکده شد وبه سال 1933با أخذ مدرک لیسانس زبان و ادبیات عرب فارغ التحصیل شد.
به مدت شش سال در مدارس مختلف تدریس نمود و بعد از آن مشاغل گوناگونی را در وزارت معارف مصربرعهده گرفت تا اینکه در سال 1948 از طرف این وزارت خانه در یک مأموریت آزاد بجهت بررسی روش های تعلیم و تربیت در آمریکا، به آن کشور فرستاده شد و در سال 1950 برگشت و به دنبال اختلافات متعددی که با مسوولان رده بالای وزارت معارف داشت ، چند ماه بعد از انقلاب، و پیش از رسیدن به دوره بازنشستگی، استعفا داد و خود را وقف کارهای اصلاحی نمود.
يكشنبه، 27 بهمن ماه ، 1387
نويسنده: جلال‌الدين عباسي
نسب امام احمد
او: احمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن اسد بن ادريس شيباني مروزي بغدادي که نسب او عربي وکنيه اش ابو عبدالله مي باشد. حافظ بزرگ ابوبکر بيهقي نسب امام احمد را به ابراهيم خليل - صلي الله عليه وسلم- رسانيده است.
محل تولد وزندگي امام احمد
امام احمد -رحمه الله عليه- در ربيع الاول سال 164 هجري. ق. در بغداد بدنيا آمد. درسن 3 سالگي پدرش را از دست داد ومادرش سرپرستي وي را به عهده گرفت. و درهنگامي که نوجواني بيش نبود در مجالس درس ابويوسف قاضي حضور پيدا مي کرد پس در سن 16 سالگي به حديث روي آورد.
وي براي شنيدن حديث به مسافرت پرداخت ودر اين مسافرتها مورد تجليل و احترام علماء واساتيد خود واقع مي شد و توانست بر اثر اين مسافرتها احاديث زيادي را جمع آوري کرده وکتاب "المسند" را که نزديک به چهل هزار حديث مي باشد، تأليف کند.
ابن کثير مي گويد: امام شافعي در سفر دوم خود به بغداد درسال 190 هـ. ق. به امام احمد که در آن موقع سي سال و اندي داشت و با او در سفر بود مي گويد: اي ابوعبدالله، هنگامي که حديثي در نزد تو صحيح باشد به من هم اطلاع بده، حال اين حديث، حديثي باشد که اهل حجاز آن را نقل مي کنند يا اهل شام يا اهل عراق يا اهل يمن.
چهارشنبه، 23 بهمن ماه ، 1387
نويسنده: جلال‌الدين عباسي
اسم و نسب امام شافعي
او: محمدبن ادريس بن عباس بن عثمان بن شافع‌بن سائب بن عبيدبن عبد يزيد بن هشام بن مطلب بن عبد مناف بن قصي قريشي از بني‌المطلب و مادرش از قبيله ازد مي‌باشد.
محل تولد و زندگي امام
امام شافعي در سال 150 ه‍ در شهر غزه در فلسطين به دنيا آمد. در کوچکي پدرش را از دست داد. مادرش به خاطر اينکه نسب پسرش را حفظ کند او را در حاليکه دو سال داشت به مکه آورد. در سن 7 سالگي قرآن را حفظ کرد و در سن 10 (ده) سالگي کتاب موطّأ امام مالک را حفظ نمود و در سن 15 سالگي با اجازة استادش مسلم بن خالد زنجي فتوي داد. به شعر و لغت عربي توجه زيادي داشت و براي رفع مشکلات و لغات پيچيده عربي و تشخيص اشعار به امام شافعي مراجعه مي‌شد.
چهارشنبه، 23 بهمن ماه ، 1387

نويسنده: جلال‌الدين عباسي
نسب و محل تولد امام مالک -رحمة الله عليه-
او: ابو عبدالله مالک‌بن انس بن مالک بن أبي عامر از دي أصبح از قبيله حمير و مادرش عاليه دختر شريک‌بن عبدالرحمن أزدي مي‌باشد. در سال 93 ه‍. ق. بنا بر صحيح‌ترين اقوال در مدينة الرسول هجرت‌گاه پيامبر و محل تربيت بهترين نسلي که به دست پيامبر تربيت شده بودند و بشريت آن را شناخته است بدنيا آمد.
دوران تحصيلي امام مالک و کوشش وي در يادگيري
امام مالک -رضي الله عنه- در موردشان مي‌گويند: برادري داشتم در سن ابي‌شهاب زهري. روزي پدرم از ما سؤالي کرد که برادرم جواب صحيح داد. پدرم به من گفت: کبوترها تو را از طلب علم بازداشته‌اند. از اين قول پدرم ناراحت شدم و مدت 7 سال در محضر ابن هرمز به کسب علم مشغول شدم. امام مالک در طلب علم کوشا و جدي بود و خود امام مي‌گويند: در هنگام ظهر در زير آفتاب که هيچ سايه‌اي نبود انتظار خارج شدن نافع بردة آزادشدة عبدالله ابن عمر -رضي الله عنهم- را مي‌کشيدم که انساني تندخو و خشن بود. پس از اينکه از خانه خارج مي‌شد خود را مشغول کرده مثل اينکه او را نديده‌ام پس بر او سلام کرده و هنگام داخل شدن به خانه از او سؤال مي‌کردم که عبدالله بن عمر در اين مسأله چه مي‌گويد؟ او جوابم را مي‌داد و سپس در خانه به روي من بسته مي‌شد.

چهارشنبه، 23 بهمن ماه ، 1387

نويسنده: جلال‌الدين عباسي
اسم و نسب امام ابوحنيفه
او: نعمان پسر ثابت پسر مرزبان است و کنية وي ابوحنيفه مي‌باشد، در خانواده‌اي که در بين قومش داراي شرف و احترام بود به دنيا آمد، اصل او از کابل - پايتخت افغانستان امروز- مي‌باشد. جدش مرزبان در زمان خلافت طلايي حضرت عمر -رضي الله عنه- اسلام آورد سپس به کوفه آمده و در آنجا اقامت گزيد. امام ابوحنيفه -رحمة الله عليه- در سال 80 هجري در کوفه در زمان خلافت عبدالملک بن مروان بدنيا آمد.
دوران تحصيلي امام ابوحنيفه
وي در خانواده‌اي مسلمان، باتقوي، ثروتمند و سخاوتمند پرورش يافت و چنين به نظر مي‌رسد که تنها فرزند پدر و مادرش بوده است. پدرش در کوفه به پارچه‌فروشي اشتغال داشت. امام ابوحنيفه ابتدا به علم اصول دين روي آورد و با کساني که از راه و عقيدة سلف صالح خارج و گمراه شده بودند به مناقشه پرداخت. به همين خاطر 27 مرتبه وارد بصره شده تا اتهامات و شبهاتي که به شريعت اسلام چسبانيده بودند از اسلام دور کند و اسلام حقيقي را براي مردمان بيان کند. با جهم بن صفوان بزرگِ گمراهان و با ملحدين و معتزله و خوارج و رافضي‌هاي تندرو به مناقشه پرداخت و آنها را محکوم کرد.

چهارشنبه، 23 بهمن ماه ، 1387
استاد عبدالله احمدیان
محمد بن عیسی ترمذی، در محضر پرداخته از جمله قتیبه‌بن سعید، ابومصعب، ابراهیم بن عبدالله هروی، اسماعیل‌بن موسی، محمدبن عبدالملک و شخصیت‌های اهل فضل نیز از محضرش مستفیض شده‌اند از جمله: مکحول بن فضل، محمدبن محمود، حمادبن شاکر، عبدبن محمد نسفیون و هیثم بن کلیب شاشی و ابوعبدالله بخاری.
ترمذی ابوعیسی از حیث قدرت حافظه از نوابغ روزگار به شمار آمده است، و به عنوان نمونه خود گفته است: «دو جزء از احادیث یکی از اساتید حدیث را نوشته بودم، و در راه سفر به مکه مکرمه اتفاقاً به خدمت آن استاد رسیدم، و دفتری را که خیال می‌کردم آن دو جزء را در آن نوشته‌ام بیرون آوردم و به استاد عرض کردم می‌خواهم شما احادیث این دو جزء را برایم بگویید و من در حال مطالعة آن دو جزء آنها را استماع کنم، و لحظاتی که استاد خواندن احادیث را آغاز کرد و من به دفترم مراجعه کردم معلوم شد آن دو جزء در منزل به جا مانده است و من دفتر سفید را مطالعه می‌کردم استاد وقتی این حال را مشاهده کرد به شدت عصبانی شد و گفت از من شرم نمی‌کنی؟
سه شنبه، 17 دي ماه ، 1387

استاد عبدالله احمدیان
نسائی یعنی احمدبن شعیب خراسانی، در سال (215) متولد گردیده، بعد از کسب معلومات در خراسان برای تکمیل آن به عراق و حجاز و مصر و شام و جزیره سفر کرده است. و از محضر
 اساتید بزرگواری همچون «قتیبه‌بن سعید و اسحاق ‌بن راهویه، و هشام‌بن عمار، و عیسی‌بن رغبه، و محمدبن نصر مروزی» کسب فیض نموده است، و در آگاهی از احادیث و حفظ و روایت آن به فوق تخصص نایل گشته و برای تعلیم و افاضه در مصر سکونت گزیده است، و از شخصیت‌های اهل فضل جمع زیادی در محضر او مستفیض شده‌اند از جمله: «ابوبشر دولابی، ابوعلی حسین، و حمزه کتانی، و حسن‌بن خضر سیوطی و ابوالقاسم طبرانی و غیره».
سنن نسائی که آن را «مجتبی» نامیده مشتمل بر (5761) حدیث صحیح و برگزیده از تألیف بزرگتر نسائی بنام «السنن الکبری» است توضیح اینکه نسائی در آغاز کتاب مفصلی از احادیث پیامبر(ص)را تألیف نمود و آن را «السنن الکبری» نامید و به عنوان ارمغان برای فرمانروای رمله (یکی از شهرهای فلسطین) فرستاد، و چون فرمانروا از نسائی پرسید آیا همة روایات این کتاب احادیث صحیح است؟ نسائی در جواب گفت: در این کتاب احادیث صحیح و احادیث حسن و احادیث نزدیک به این دو نوع گردآوری شده است، فرمانروای رمله از او خواست که در یک کتاب مجرد احادیث صحیح را استخراج کند، نسائی به این کار مبادرت نمود و پس از تلخیص سنن کبری و تجرید احادیث صحیح، آن را «مجتبی» نامید (سنن نسائی، شرح سیوطی، ج 1، ص 5).

سه شنبه، 17 دي ماه ، 1387

سفرهاي مولانا (رح)‌
سفر تأثير زيادي در افكار و روحيّات انسان ها دارد . بسياري از مجهولات در سفر شناخته مي شوند . از اين نظر با توجه به اينكه مولانا سفرهاي متعددي به كشورهاي مختلف داشته است ، هم تجربيات و آگاهي ايشان بالا رفته بود و هم سعة صدر و انتقاد پذيري ايشان .
خود مولانا مي فرمود : بسياري چيزها را در سفرها آموخته ام .
به اختصار برخي از سفرهاي اين بزرگوار را اشاره مي كنيم :

الف) سفر پاكستان :
سفر مولانا به پاكستان ابتدا به علت ادامة تحصيل بود اما بعد از فارغ التحصيل شدن هر چند سالي يكبار براي ديدار با اساتيد و علماي بزرگ آنجا سفرهايي داشتند . گاهي جهت مشاركت در دورة تفسير قرآن مولانا غلام الله خان از علماي برجستة پاكستان به شهر راولپندي مي رفتند . هميشه در اين سفرها از مولانا احمدعلي لاهوري كه در شهر لاهور ساكن بودند ديدار كرده و از محضر ايشان بسيار بهره مي بردند . وقتي به كراچي مي آمد خيلي از علماي برجسته آن شهر خودشان به محل استقرار ايشان مي آمدند و ايشان را ملاقات مي كردند .

دوشنبه، 25 آذر ماه ، 1387

 حضرت مولانا عبدالعزيز (رحمه الله) در سال 1295 هـ . ش /1335 هـ . ق / 1916 م در روستاي دپكور شهرستان سرباز واقع در جنوب شرقي بلوچستان به دنيا آمد . خانواده و خاندان مولانا به فضائل ايماني و اخلاقي معروف بودند و به خاطر زحمت هايي كه براي افراد جامعة خويش انجام داده بودند ، در ميان اجتماع جايگاه ويژه اي داشتند . عبدالعزيز از همان كودكي داراي هوش و استعداد خوبي بود و حركات و سكنات بسيار سنگين و باوقاري از خود نشان مي داد . چهره اي نوراني و جذّاب داشت . و در همان سنين كودكي باادب و حالتي خاص در كنار پدرشان حضور مي يافتند و مورد توجّه همگان قرار داشتند .

دوشنبه، 25 آذر ماه ، 1387

نویسنده: محمد خیر رمضان
مترجم: فائز ابراهیم محمد

  ربيعه‌ خواهر صلاح‌ الدين‌ و ملك‌ عادل‌، و عمة‌ كامل‌ و أشرف‌ و معظّم‌ و ديگر ملوك‌، و همچنين‌ خواهر ستّ الشام‌ مي‌باشد.
  برادرش‌ صلاح‌ الدين‌، ابتداء او را به‌ همسري‌ أمير سعدالدين‌ مسعود پسر أمير معين‌ الدين‌ أُنر در آورد، و خود هم‌ با خواهرش‌ عصمة‌ الدين‌ خاتون‌، همسر قبلي‌ ملك‌ نورالدين‌ و وقف‌ كنندة‌ «خاتونية‌ داخلي‌» و «خانقاه‌ بيروني‌» ازدواج‌ كرد.
  زماني‌ كه‌ أمير سعد الدين‌ از دنيا رفت‌، او را به‌ همسري‌ ملك‌ مظفر الدين‌ زين‌ الدين‌ كوكبوري‌، والي‌ «أربيل‌» درآورد. او بيش‌ از 40 سال‌ در كنار همسر دومش‌ در همان‌ أربيل‌ اقامت‌ داشت‌، تا اين‌ كه‌ همسرش‌ از دنيا رفت‌.

جمعه، 19 مهر ماه ، 1387

گذاري بر حيات و زندگاني  شهيد حسن‌البنا (رح)

حسن البنا در ماه اكتبر سال 1906 در قرية «شمشيره» يكي از روستاهاي اطراف شهر «محموديه» در مصر متولد شد ، پدرش مرحوم «شيخ احمد عبدالرحمان البنا» امام مسجد روستا و از فارغ‌التحصيلان الازهر بود و در طول زندگي خود مشغول تحقيق و بحث فقهي بود . ايشان از بزرگترين محدثين زمان خود به شمار مي‌رفت و نزد دوستان و علماي آن روزگار به «ساعتچي» مشهور بود ، چون به كار ساعت‌سازي و تعمير ساعت مي‌پرداخت .

حسن دروس ابتدايي را در محموديه فرا گرفت و همانجا هم توانست بيشتر سوره‌هاي قرآن را حفظ كند . سپس براي ادامه تحصيل به «دانشسراي معلمين» در منهور رفت . پس از اخذ مدرك ديپلم براي شغل معلمي به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به دنبال آن به نقل و انتقال مهمتري اقدام نمود و از منهور به قاهره منتقل گرديد و در آنجا به مطالعه كتابهاي پيش‌دانشگاهي براي شركت در كنكور ورود به دانشگاه پرداخت .

شنبه، 13 مهر ماه ، 1387

تأليف‌: محمد خير رمضان‌

ترجمه‌: فائز ابراهيم‌ محمد

 

زني‌ است‌ جليل‌ القدر و عظيم‌ الشأن‌ ...

شأن‌ و منزلت‌ بزرگي‌ دارد...

در او صفاتي‌ جمع‌ شده‌ كه‌ در هيچ‌ زن‌ ديگري‌ مگر تعداد معدود و انگشت‌ شماري‌ در تاريخ‌ اسلامي‌ جمع‌ نشده‌ است‌..!

خداوند نعمت‌ تفضّل‌ و احسان‌ و انواع‌ نيكيها و راست‌ كرداري‌ را به‌ او بخشيده‌ است‌ .. آنچه‌ كه‌ تاريخ‌ از به‌ خاطر آوردن‌ امثال‌ آن‌، عاجز است‌..

«إبن‌ كثير» در تاريخش‌ از او ياد كرده‌   و او را خواهر ملوك‌ و سلاطين‌ و عمة‌ فرزندانشان‌ دانسته‌، او حتّي‌ مادر پادشاهان‌ نيز بوده‌ است‌.

35 پادشاه‌ و ملوك‌ و واليان‌ از محارم‌ و بستگان‌ نسبي‌ او به‌ شمار مي‌روند..

يكشنبه، 24 شهريور ماه ، 1387
ورود به انجمن سایت
ورود به انجمن سایت اهل سنّت کرمانشاه
آمار کاربران
عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
پیغام کوتاه

فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.
مترجم سایت
Translation
مقالات جدید سایت رسول الله